در ایران، حاکمیت و ارکان رژیم با چالشهای مداومی در مدیریت داراییها، ارائه خدمات عمومی، و اجرای سیاستهای اجتماعی مواجه بودهاند. ناکارآمدیهای پایدار، تخصیص بودجهای غیرشفاف، و توزیعی که به نظر میرسد با نیازهای اجتماعی همسو نیستند، به نارضایتی عمومی در بخشهای گوناگون انجامیده و این امر به شفافیت، پاسخگویی و رابطه دولت با شهروندان عنان دیگری بخشیده است. این فضا به بحثهای مستمر درباره چگونه بود پیگیری اصلاحات اجتماعی و اقتصادی در قالبی قانونمند و با احترام به حقوق جهانی منجر میشود.
در طول تاریخ مدرن ایران، جنبشهای دانشجویی نقش محوری در بحثهای سیاسی و تغییرات اجتماعی ایفا کردهاند. فعالان دانشجویی حول محور آزادیهای مدنی، اصلاحات آموزشی و سیاستهای کلان کشور سازماندهی کردهاند که گاهی به عنوان کاتالیزور برای گفتوگوهای عمومی و سیاستگذاری مطرح شدهاند. این جنبشها انعکاسی از بافتهای سیاسی گوناگون و تقابل بین گرایشهای اصلاحطلبی و انقلابی است و نشان میدهد که چگونه مطالبه بحثبرانگیز برای پاسخگویی و شفافیت، در فرایندهای سیاسی اثرگذار بوده است.
امروزه نسل Z در چندین کشور با فعال بودن در زندگی مدنی، استفاده از ابزارهای دیجیتال و شبکههای جهانی برای ارائه مطالبی درباره حقوق شهروندی، آموزش و حکمرانی فراگیر، دیده میشود. پژوهشها نشان میدهد که جوانان با رویکردهای غیرخشونتآمیز و چارچوبهای گفتوگو محور، به اصلاحات میانجامند و ظرفیت شکلدهی به روایتهای سیاسی را دارند. علاوه بر این، نکته اصلی این است که رویکردهای جوانان میتواند به تغییرات سیاسی بینجامد، حتی در قالب چارچوبهای قانونی و با رعایت فضای مدنی.
لحظه معاصر برای مشارکت دانشجویی و جوانان در ایران بخشی از روند جهانی است که در آن نسلهای جوان به طور فزایندهای به دنبال پاسخگویی، حقوق مدنی و فضایی برای مشارکت سیاسی مسالمتآمیز هستند. حفظ آزادیهای دانشگاهی، حقوق شهروندی و فضای گفتوگوی مدنی از اهمیت بالایی برخوردار است تا ایران بتواند مسیر آینده را با امنیت و تفاهم میان دیدگاههای گوناگون طی کند. زمان و شرایط گفتوگوی سازنده از طریق تضمین امنیت، حاکمیت قانون و احترام به دیدگاههای متنوع در چارچوب قانون اساسی محقق میشود.






















